امروز پیش از ظهر ، دیدم در وبلاگ مدیر میهن بلاگ ، اعلام شده که مشکل سیستم رفع شده و افراد می تونن وبلاگ هاشون رو بازیابی کنن . چند ساعت بعد هم اعلام شد که پست های وبلاگ ها هم آماده بازگردانی هستند . اگرچه زحمت فوق العاده ای بر عهده همه وبلاگ نویس ها قرار گرفته تا همه پست ها رو یکی یکی کپی پیست کنن ، اما نباید زحمات مسئولین میهن بلاگ رو نادیده گرفت .
نکات مهم و اساسی رو پشتیبانی میهن بلاگ اعلام کرد . اینکه چرا نباید به سیستم های مدیریت وبلاگ وطنی ، هاست در داخل کشور بدهند و ….
من البته هنوز در شک هستم . نمی دونم برگردم به وبلاگ قبلی یا اینکه اینجا بمونم و یا روی هاست و دامنه شخصی خودم ادامه بدهم . فعلا که حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم . خسته ام ! آسمان هم که ابری است و خبری از مهتاب نیست !
میهن بلاگ احیا شد !
1 جولای , 2007 با محمد علیهوش انسان در خدمت حماقت ماشین های آقای مافیا !
27 ژوئن , 2007 با محمد علیچند روز پیش این یادداشت نیما رو می خوندم ؛ حقیقتش اینه که از این طرح هوشمندانه گوگل خیلی خوشم اومد . در باره طرح توضیح نمی دهم و بهتره به عصیان مراجعه کنید . اگرچه نمی شه این ایده رو راه حلی برای ارتقای سطح هوشمندی ماشین محسوب کرد ، اما به همین راحتی هم نمیشه ازش رد شد .
فکر می کنم پشت این طرح نوعی تفکر جدید هست که فکر می کنه برای جبران سطح هوش پائین ماشی ها ، همیشه هم نیاز به راه حل های پیچیده ژنتیکی نیست . با کمی حس زیبائی شناسی و درک کردن روحیات کاربران علاف ! شبکه می شه بی نهایت طرح تفریحی ایجاد کرد تا نقص های هوش مصنوعی ، روز به روز کمتر بشه .
نکته دیگه هم که به نظرم می رسه این هست ؛ آینده بشر به سمتی داره میره که انسان های ضعیف و کم ارزش – از دید امپراطور قدرت جهان – بزرگترین مزیتشون رو بر ماشین ها – یعنی همون قوه تعقل و اندیشه – ، به پای رایانه ها میریزن تا اون ها بتونن به حیات خودشون ادامه بدن . می دونی چی فکر می کنم ، داستان ضحاک دوباره تکرار خواهد شد . مغز و اندیشه جوان جوامع طبقه پائین – از لحاظ اشرافیت ، نژاد ، ثروت – به پیشگاه مارهای احمقی که بر دوش امپراطور قدرت نشسته اند ، تقدیم می شود تا شریان حیاتی آقای مافیا ! حفظ شود .
به هر طرف این دنیای خاکی که نگاه می کنم ، رد پای آقای مافیا ! رو می بینم . عصر آینده زمان بردگی انسان برای ماشین است . ماشین هائی که البته خود در خدمت منافع امپراطور قرار گرفته اند . از این رو باز هم استثمار بشر توسط بشر ادامه خواهد داشت . به امید آسمان آبی فردا …
چند نکته کوچولو در باره گوگل ریدر
25 ژوئن , 2007 با محمد علیخوب ! معمولا یک پست فنی ! نیاز به مقدمه نداره . پس :
در این پست قصد دارم چند نکته در ارتباط به گوگل ریدر رو توضیح بدهم . امیدوارم به دردتون بخوره .
اول ؛ نمایش مطالبی که به اشتراک گذاشته اید در وبلاگتان : برای این کار می تونید بعد از وارد شدن به اکانت خودتون در گوگل به این آدرس برید . در این اینجا می تونید تعداد پست ها رو (Items) و قالب نمایش رو تعیین کنید . (توجه کنید ، قالب هائی که از طریق لیست بازشو (Color scheme) می تونید انتخاب کنید با راست به چپ فارسی مشکل دارند . پس بهتره از این لیست گزینه None رو انتخاب کنید که مشکلی نباشه . اگر هم با CSS آشنائی دارید می تونید خودتون قالب مناسبی براش تهیه کنید و همراه با اسکریپت مورد نظر در قالب قرار بدهید ) همین طور می تونید انتخاب کنید که منبع یادداشت هم نمایش داده بشه یا نه ( Show item sources ) و در آخر هم در جعبه متن (وای که چقدر ترجمه مزخرفیه ! ) پائین صفحه کد اسکریپت مورد نظر رو بگیرید و در محل مناسب از قالبتون قرار بدهید .
نکته دیگه در این رابطه این هست که من نتونستم این اسکریپت رو در سایدبار وبلاگم در وردپرس .کام قرار بدهم . نمی دونم چرا وردپرس اون رو بلوک می کنه . اما خوب ! گوگل فکر اینجاش رو هم کرده . واسه صفحه مطالب اشتراکی شما یک فید RSS قرار داده . پس می تونید یک وایدگت خبرخوان اضافه کنید و آدرس فید صفحه مطالب به اشتراک گذاشته شده خودتون رو بهش بدید . (یعنی همین کاری که من کردم )
دوم ؛ حتما می دونید که در گوگل ریدر امکان بر چسب گذاری واسه هر وبلاگ (وب سایت ) وجود داره . و حتی می تونید برای هر فید بیش از یک برچسب انتخاب کنید . برای اضافه کردن برچسب به فید های خودتون ، می تونید از طریق لینک Manage subscriptions که در زیر سایدبار گوگل ریدر هست به صفحه مدیریت فید ها بروید . در سربرگ اول( Subscriptions ) لیست همه فید ها رو مشاهده می کنید . و رویری هر مورد ایکون هائی برای تغییر نام ، حذف و یا برچسب گذاری وجود داره . از طریق لینک Add to Folder می تونید فید مورد نظر رو در دسته بندی دلخواه قرار بدید و به عبارتی بهش برچسب بزنید (این برچسب زدن اخیرا در کارهای سیاسی داره پدرم رو در میاره !!! ) از طریق همون لینک می تونید دسته بندی جدید ایجاد کنید . (New Folder )
در سربرگ دوم ( Tags) لیست برچسب ها رو می بینید . خوب ! این ها رو گفتم واسه این بخش . شما می تونید آخرین مطالب ارسالی در هر
دسته رو هم به صورت مستقل در یک کلیپ نشون بدید در وبلاگتون . برای این کار اول باید در همین صفحه ، با توجه به تصویر روی ایکونی که در تصویر مشخص شده و روبری عنوان هر بچسب قرار داره کلیک کنید تا این دسته بندی از حالت محرمانه ( Private ) به عمومی ( Public ) تبدیل بشه .
![]()
خوب . حالا که وضعیت این تگ رو به عمومی تغییر دادید سه تا گزینه در مقابلش ایجاد میشه . اولی ( view public page ) که یک صفحه اختصاصی برای اون دسته بندی هست که در اون آخرین نوشته های ارسالی در این دسته قرار می گیرن . گزینه دوم ( email a link ) هم که معلومه . ما با گزینه سوم کار داریم . با کلیک کردن روی این گزینه ( add a clip to your site ) به صفحه ای مشابه اونی که در مورد یک توضیح دادم می رسید . تنظیمات مورد نظرتون رو انجام بدید و بعد هم کد خروجی رو دز محل مناسب قرار بدهید . با این کار آخرین مطالب مربط به فید های این دسته نشون داده میشه .
اگر از ئردرس .کام استفاده می کنید ، نمی تونید این اسکریپت رو در سایدبار قرار بدید . برای همین با کلیک روی view public page به صفحه اختصاصی اون دسته برید . در این صفحه و در سمت راست می تونید لینک خروجی RSS برای این دسته رو پیدا کنید . بقیه رو هم مثل بند اول انجام بدهید !
نکته دیگه اینکه ، با توجه به درخواست یکی از دوستان که می خواست آخرین مطالب فید ریدرش رو نمایش بده ، باید بگم یک راهش اینه که یک دسته بندی جدید (مثلا General ) ایجاد کنید و به همه فید هاتون برچسب General بزنید . بعد این دسته بندی رو طبق مراحلی که گفتم عمومی بکنید و خروجیش رو در وبلاگتون قرار بدید .
مطالب که اینجا قرار می دهم معمولا نتیجه این بوده که خودم با این مشکلات برخوردم و با بررسی و سوال و خلاصه این طرف و اون طرف به این نتایج رسیدم . این ها رو می نویسم تا اگه کس دیگری هم مشکلات من رو داشت یک مرجع خوب داشته باشه . از طرف دیگه ، اگر هم یکی از دوستان راه حل های بهتری می دونه بگه تا من هم پیشرفت ! کنم .
نکات دیگه ای هم هست که چون خیلی طولانی شد به مرور بیان می کنم . اگر سوالی بود یا جائی از مطلب گنگ بیان شده بود در کامنت ها تذکر بدید .
سوم تیر ؛ مافیای انتخاباتی
24 ژوئن , 2007 با محمد علیمقدمه ؛ یک نکته رو حس می کنم پیش از بیان کردن خاطره های خودم از حماسه 3 تیر خوبه بیان کنم . این چند ماهی که انواع و اقسام بازی های وبلاگی رو تجربه کرده ایم ، به نظرم واسه اینکه این حرکت ها لوس و بیمزه نشوند بهتره هر کس اون رو با سلیقه خودش انجام بده . منظورم اینه که اصول کلی حاکم بر هر بازی توسط مبتکرش تعیین بشه و بعد هر فرد اون رو به مقتضای شرایط خودش بازی کنه . این از خصوصیات وبلاگ نویسیه . (در ضمن من رو دانشطلب دعوت کرده )
با توجه به تفاسیر فوق ! من قصد دارم اول خاطره ام رو از دور اول انتخابات ذکر کنم . بعد از چند ماه کار انتخاباتی که در اوایل بیشتر جنبه آشنا شدن با هر کاندیدا رو داشت و بعد ها حول محور تبلیغ برای یک نفر می چرخید ، طبق برنامه قبلی قرار بود درست روز بعد از رای گیری ، عازم اردوی جهادی بشیم . محل مورد نظر جائی در حد فاصل استان اصفهان و استان چهار محال و بختیاری بود اگه اشتباه نکنم . یک روستای دور افتاده که بخشی از مسیر انتهائی اون رو مجبور بودیم با وسایط نقلیه خاص ! طی کنیم . [1] نکته مهم و تاثیر گذار در شکل گیری فضا ، این بود که در اونجا موبایل که بالکل خط نمی داد و رادیو های جیبی بچه ها هم اصلا هیچ موجی رو نمی گرفت . مرکز مخابرات هم در چند کیلومتری محل اسکان ما وجود نداشت . خلاصه در نوعی بی خبری خاص به سر می بردیم . یعنی عملا هیچ کدوم از حوادث اون دوران رو من در جریانش نبودم .
فضای خاصی بود . از اونجائی که من خیلی آدم ریاکاری هستم باید بگم که دوستان می دونن در یک اردوی جهادی ، عموما توصیه میشه با اهالی رابطه گرم و صمیمی بر قرار نشه . (که دلایل خاص خودش رو داره ) حالا ما اونجا بدون هیچ وسیله ارتباطی ، با کار سنگین !! و مشقت زیاد مدرسه سازی ، فکر و خیالات خودمون رو هم داشتیم .
عاقبت یادم هست یک روز راه افتادیم با بچه ها و رفتیم ده بالا ! از طریق دفتر مخابراتی تماس گرفتیم و خبر ها حاکی از اون بودن که صندوق ها به کروبی روی خوش نشون دادن . زمزمه های به دور دوم کشیدن هم مطرح بود . فردا شب هم که گروهان ! دوم اومدن تا پست رو از ما تحویل بگیرن ، خبر های ناگوار تری همراه داشتن . رقابت میان هاشمی و کروبی بود و در بعضی خبر ها آمده بود ستاد احمدی نژاد شاکی بود که چرا مثلا اسامی «احمدی نجات» رو ثبت نمی کنن و در بعضی استان ها هم آرای احمدی نژاد رو نگه داشتن و اعلام نمی کنن . و قص علی هذا . دوستان اصلاح طلب هم که با دمشون گردو می شکستن .
دقیقا یادم هست ، از شب های خاص عمرم من بود . کارد می زدی خونم در نمی آمد . از قسمت سازندگی اردو بیرون اومده بودیم و خیر سرمون بخش تفریحی شروع شده بود اما من اصلا حال خوشی نداشتم . مخصوصا به خاطر دوری از رسانه ها . (من معتاد خبر شده ام در این سالها !!! ) دوستان و رفقا بعضا دلداری می دادن ولی درکل سیاست دوری از من رو پیش گرفته بودن . کسی نزدیک من نمی شد !!!! (خیلی خطرناک بودم حسن ! ) تا اینکه ما حرکت کردیم و در راه بود که تونستم با موبایل تماس بگیرم . خبر گفتگوی معروف مرعشی رو اونحا شنیدم . (یکی از حسرت هائی که توی عمرم خوردم این بوده که چرا نتونستمن اون برنامه رو ببینم ) ما بعد از چند روز تلاش بی وقفه !! و حرص و جوش !!! برگشتیم خونه ! و دیگه از پای کامپیوتر جم نخوردم ! (به جز وقت هایئ که واسه تبلیغات در به در کوچه و خیابون بودم !!!! )
در دور دوم هم کار نکرده باقی نگذاشتم . از طرفی با بچه ها حرف زدم گفتن ستاد ها نیرو دارن امکانات ندارن . واسه همین من سی دی خام خریدم و توی خونه تکثیر می کردم . به هر کسی می رسیدم می دادم . در آخرین فرصت ها هم یادم هست همه تراکت ها تموم شده بود . چیزی واسه پخش نداشتم . خودم یک چیز هائی توی کامپیوتر سر هم کردم و با پرینتر !!! در تعداد بالا زدم و کل مجتمع مسکونیمون رو تغذیه کردم !!!!!
یادم هست از ساعت 9 – 10 شب نشسته بودم خبر ها رو می دیدم . یک سایتی بود واسه طرفداران احمدی نژاد . آمار خوبی می داد . هر نیم ساعت آخرین نتایج رو از مراکز استان ها ارسال می کرد . تا ساعت 11:30 کار می کرد بعد وزرات کشور شکایت کرد و گفت نباید کسی جز ما نتایج رو اعلام کنه . خلاصه این سایت درش تخته شد و دقیقا آخرین آپدیت مال همون ساعت بود . تا ساعت 2:30 یا 3 که بازتاب و فارس رسما اعلام کردن احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد !
برای نماز صبح که اهل خونه بیدار شدن واسه همین خبر خوش کلی ازشون مژدگونی گرفتم تا بهشون بگم . خلاصه رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از اولش به نفع ما بود !!!!!
پاورقی :
[1] خیال بد نکنید ؛ این وسایل نقلیه خاص الاغ یا همچین چیزی نبودن . نوع خاصی از وانت !! همین .
خوب ! حالا من از این افراد دعوت می کنم که اگه خاطره ای دارن بنویسن :
[1] میرزا قلی خان راپورتچی (راپورتچی اعظم )
[2] جواد نقی زاده ( اگرچه می دونم در ایام امتحاناتش هست و احتمالا فرصت نداره)
[3] محمد مسیح یاراحمدی (فکر کنم قبلا دعوت شده ، ولی دوباره ! )
[4] نویسندگان حزب اللهی ؟! (اگرجه وبلاگشون رو تخته کردن ولی به این امید که برگردن !! )
[5] امین تقی خانی (به این دلیل که مصلحون هم وارد گود بشن )
[6] علی الله یاری ( که تازه برگشته بعد از 3 ماه غیبت )
[7] هر کسی که اسمش توی بلاگ رول من هست .
لذت وبلاگ نویسی
23 ژوئن , 2007 با محمد علیاز تقریبا یک هفته پیش دید من به وبلاگ نویسی به کلی عوض شده است . شاید «دید» تعبیر درستی نباشد . بهتر است بگویم «حس» من نسبت به نوشتن وبلاگ عوض شده است . فکر می کنم از علائم و نشانه های اعتیاد مضمن باشد !! نوعی « نوشتن برای نوشتن » در من شکل گرفته است . که البته با مهاجرت اجباریمان به وردپرس .کام هم این حس جدید مدام رو به تزاید ! می رود .
نمی دام ، یک نقص است یا نه . من که یک نوع حس هیجان انگیز در وجودم دارم و نمی تونم بگم که از این وضعیت جدید ناراضی ام . به هر حال دوران گذاری رو طی می کنم که تنها یک نام می شود بر آن گذاشت : لذت وبلاگ نویسی !
بله ! وبلاگ نویسی ورای هر گونه احساس وظیفه . وبلاگ نویسی ورای هر دغدغه ای . فقط و فقط وبلاگ نوشتن اصالت دارد !!! (این یکی رو البته نه خودم باور دارم و نه گمان کنم کس دیگری !! ) چند روز پیش بود که به یک دوست گفتم ، شاید بهتر باشد همه کارها را رها کنیم و بچسبیم به نوشتن ؛ کاری که در اصل برایش جنگیده ایم . مدت هاست شعار ما شده « من جانم را می دهم تا بتوانی حرفت را بزنی » درست است . ما جنگیده ایم تا دوستانمان بتوانند بگویند و بنویسند از دغدغه هایشان .
اما حال ، حالا وضعشان مثل همان کودکی است که فکر می کند بزرگ شده و می تواند مستقل باشد . گو اینکه هنوز نیاز به یاری والدینش دارد . هر چند هم بر سر آن ها فریاد بزند و محبتشان را انکار کند ، پدر و مادر باز هم دوستش دارند . و من همه دوستان وبلاگ نویسم را دوست دارم !!! شاید بد نباشد چند روزی را به خودم مرخصی بدهم . در این فاصله آن ها هم می توانند بیشتر به خودشان و ما بیاندیشند .
می دانی ؟ فکر می کنم دلیل اصلی این حس جدید ، خستگی باشد . همین طور است . ما خسته شده ایم . دارم فکر می کنم شاید بد نباشد یک برنامه جدید برای خودم بچینم . در ماه فقط یکی دو کار طراحی قبول کنم که از لحاظ مالی ، مشکلی نباشد و بعد ، زندگی کنم ! عکاسی ، وبلاگ نویسی ، وبگردی ، کوه رفتن و قدم زدن را خیلی دوست دارم . آه ! رمان . رمان خواندن را فراموش کردم بگویم .
فکر می کنم این تابستان بهم بد نگذره ! البته همه چیز در گرو خبری است که تا چند روز آینده خواهم شنید . خدایا ! می شود این بار هم مثل 20 سال گذشته ، منت بگذاری بر سرم ؟ (هر چند در هر لحظه لطف و عنایتش را از عمق وجود حس می کنم .
خیل طولانی شد دیگر . در این وبلاگ سعی بر مختصر نویسی بوده است . حالا به عنوان عذر خواهی این فلش زیبا را ببینید .
پ. ن.
فکر می کنی زیادی از خودم متشکرم ؟ شاید حق با تو باشد . اما این را مطمئن هستم که دست مزد دوست خسته ام این برخورد نبود ! هر چند هم او و هم همه ما تنها باید مزدمان را از خدا بخواهیم !! در ضمن ، آن حس نفرت از مافیا هنوز هم وجود دارد ها !!!!!!!!
گوگل ریدر و shared items
22 ژوئن , 2007 با محمد علیدر رابطه با لزوم و وجوب فید و فیدخوانی زیاد صحبت شده است . اما نکته ای که من امروز قصد دارم بهش اشاره کنم مربوط میشه به بحث شیرین «به اشتراک گذاشتن » یا همان «Sharing» . یکی از حسن های استفاده از خبر خوان و به طور اخص استفاده از گوگل ریدر این است که امکان به اشتراک گذاشتن مطالب و همین طور امکان ستاره دهی (Star) به نوشته ها را در اختیار شما می گذارد . و پروسه اشتراکی کردن یک مطلب در گوگل ریدر تنها یک کلیک خرج بر می دارد .
نکته اساسی این جاست که شما می توانید یک تابلو در وبلاگ خودتون داشته باشید تا مثلا 10 مطلب آخری را که شما به اشتراک گذاشته اید نمایش بدهد . با این کار شما خوانندگان وبلاگتان را از آنچه اخیرا خوانده اید و برای تان جالب بوده با خبر می کنید .
نکته دیگر این که من نتوانستم کد خروجی پست های به اشتراک گذاشته خودم رو درنوار کناری این وبلاگ بذارم . (این البته احتمالا به دلیل تازه کاری من است ) پس مجبور شدم به یک شیوه دیگر متوسل بشم . من یک خبر خوان در میله کناری اضافه کردم و فید خروجی نوشته های اشتراکی را در آن وارد کردم . حاصلش این شد که در سایدبار وبلاگ می بینید .
فکر می کنم گسترش دامنه استفاده از خبر خوان ها در میان کاربران فارسی ، اگر همراه با توسعه مفاهیمی چون «به اشتراک گذاشتن» باشد می تواند در ارتقای سطح کیفی وبلاگ ها تاثیر بسزائی داشته باشد . به دیگر سخن ، به اشتراک گذاشتن یکی از راه های کمک به تولید محتوا است .
حوادث عجیب غریب | آقای مافیا
22 ژوئن , 2007 با محمد علیبسم الله …
واقعا عجیبه ! یک اتفاقاتی در شرف رخ دادنه که مو به تن آدم سیخ می کنه . من تا حالا توی عمرم معنی مافیا رو به این دقیقی درک نکرده بودم . یعنی اصلا تصور نمی کردم همچین معنی بده این کلمه 5 حرفی . اصلا قابل درک نیست . یک آن چشمت رو باز می کنی و می بینی عجب روابطی در کار بوده و تو نمی دیدی !!! نمی تونم با کلمات شرایط رو وصف کنم . یک حسی بهت دست میده اصلا منگ منگ میشی . یعنی توی همچین شرایطی فقط خدا به آدم رحم کنه !!!! معلوم نیست چه تصمیمی بگیره آدم.
ولی چیزی که برام مشخصه اینه که وقتی چهره مافیا واست رو میشه یک نفرتی سر تاپای وجودت رو می گیره . یعنی یک حسی بهت دست میده که چیزی جز خشم و نفرت نمیشه بهش گفت . واسه همین می گم خدا به آدم باید رحم کنه . چون فقط خدا می دونه قدرت خشم و نفرت آدمیزاد اگه کنار هم بیان چه انژی ای که آزاد نمیشه !!!
یعنی این امکان رو به طرف میده که همه چیزش رو از دست رفته ببینه و اون وقته که بشه بمب متحرک با چاشنی فعال !! می فهمی چی می گم ؟ استشهاد شنیدی ؟ همینه . حالا ببین کار رو به کجا رسوندی ها ؟ آقای مافیا .
دامپ شدن میهن بلاگ ، توفیق اجباری
21 ژوئن , 2007 با محمد علیدو روز است که یکی از سرور های میهن بلاگ در اثر حمله یک هکر لوس ! دامپ شده است . این شاید باعث شد یک توفیق اجباری برای من ایجاد بشود تا بیشتر به وردپرس .کام و ابزار های وبلاگ نویسی مدرن فکر کنم . تا حالا ویندوز لایو رایتر و گوگل داک را بر روی وردپرس .کام امتحان کرده ام . تجربه شیرینی بود .
یکی از انتقاداتی که من نسبت به بعضی سیستم های وبلاگ نویسی دارم این است که یا قاطی کردن بحث جامعه های مجازی و وبلاگ نویسی ، باعث می شوند بلاگر هائی که در یک سیستم خاص وبلاگ نویسی کار می کنند به دلیل فعالیت در جامعه مجازی متعلق به همان سیستم ، در حوزه سیستم خودشان محصور بشوند و کمتر با وبلاگ نویسان دیگر سیستم ها حشر و نشر داشته باشند . این انتقادی است که من مخصوصا نسبت به سیستم پارسی بلاگ دارم . این انتقاد البته خیلی به وردپرس .کام وارد نیست ، چون نمی توانم بگویم یک جامعه مجازی قدرتمند ایجاد کرده است .
حالا توجه داشته باشید ، وبلاگ نویسی در سیستم های وبلاگ فارسی حتی در صورتی که جامعه مجازی در کنار خود نداشته باشند ، باعث محصور شدن وبلاگ نویس می شوند . می گوئید چرا ؟ خوب به این دلیل که آدم را محصور به حوزه وبلاگ های فارسی می کنند . یعنی من از وقتی تجربه جدید خودم رو در وردپرس .کام شروع کرده ام توجه بیشتری نسبت به وبلاگ های انگلیسی زبان (ایرانی و غیر ایرانی ) داشته ام . و فکر می کنم ارتباط بیشتر میان ما (وبلاگ نویسان ایرانی فارسی زبان ) با دیگر وبلاگنویسان می تواند از چند جهت مفید باشد :
یکی از فواید این کار این است ؛ باعث می شود تا ما به عنوان یک ایرانی با بدنه قشر وسیعی از آدم های دیگر کشور ها در ارتباط قرار بگیریم تا آن ها با حقیقت آنچه در ایران می گذرد آشنا بشوند و بیش از آنچه رسانه های تحت نفوذ دولت هایشان در باره ما می گویند ، بدانند .
این نکته مخصوصا در شرایط فعلی می تواند وظیفه تک تک ما وبلاگ نویسان باشد .
و اینک ، ویندوز لایو رایتر
21 ژوئن , 2007 با محمد علیخوب ! در ادامه رویه قبل این بار قصد امتحان ویندوز لایو رایتر را داشتم . به نظرم نرم افزار ساده و جالبی آمد . به مراتب خلوت تر از خود وردپرس دات کام است و این نکته برای من که از گیر و دارد قالب های هزار رنگ گریخته ام به این خانه دنج و ساده خیلی مهم است .
این هم از این . یک تجربه شیرین و دوست داشتنی از وبلاگ نویسی مدرن .
ببینم ، نکند وردپرس .کام محدودیت تعداد پست در روز دارد ؟ و ما نمی دانیم !!!
حل مشکل ، یک هوئی !
21 ژوئن , 2007 با محمد علیحقیقتش این است که نمی دانم چه طور این مشکل من با ارسال مطلب از گوگل داک حل شد . تا همین چند ساعت پیش هم دو تا پست زیر در صفحه اصلی نمایش داده نمی شد . فکر هم نمی کنم ایراد از کش شدن وبلاگم باشد در آی اس پی ها . چون بقیه تغییرات اعمال می شد .
به هرحال از اینکه مشکل یک هوئی ! و خود به خود ! حل شد خیلی خوشحالم . کاشکی همه مشکلاتم همین جوری حل می شد !!!!البته با توجه به اینکه بعد از اینکه محیط ویرایش گر و داشبورد وردپرس را باز به انگلیسی برگردوندم مشکل حل شده ، فکر می کنم اربتاطی با این موضوع دارد .






