Archive for سپتامبر, 2007

باز هم از سر نو !

17 سپتامبر , 2007

بی یا با مقدمه، توفیر چندانی نمی‌کند! آن‌قدر شاخ و برگ پیدا کرده زندگی‌ام که سیر عادیش، حاشیه شده این روز‌ها !! دل من هم که اندازه آئینه بغل تراکتور بهش توجه نمی‌شود، کلی شاکی است . اما این گشایشی که اخیرا در امورمان به فضل الهی حاصل شد بسی در خلقیات مزخرفمان بهبودی حاصل نموده‌است.
گفتم مدتی نیایم و ننویسم جمله‌ای که به کسی بر بخورد؛ که آزار دهد کسی را؛ که … حالا هم ملالی نیست جز دوریـ ِ … و این قسم افاضات. غرض از مزاحمت تنها بیان چند نکته بود که خواهد آمد و بیش از آن، خبر از امتتداد نفس، صحت جسم و فضل بی نهایت اللهی.
اما بعد؛
یکم؛ این روز‌ها بسی مفتخرند که ما در این ایام بر وبلاگ جدید نزول اجلال نموده ایم. نکته حائز اهمیت آن‌که قصد نموده ام مدتی راه و رسم «شرح نگاشتن بر آن‌چه در ایران می‌گذرد» را با امور زمینی و آسمانی دیگری مخلوط نمایم. زین جهت تمرکز شخص شارح بر امور سیاسی، در پی توجه به دیگر امور این مرز و بوم قدری توسعه می‌یابد؛ بعنون الله.

دیّم؛ علمای عظام لسان و ترنسلیتور‌های مکرم در بسط مفهوم واژه «riot» اینگونه بیان داشته‌اند : «آشوب، شورش، فتنه، غوغا، داد و بیداد و -روم به دیفال ! – عیاشی نمون» هم‌ایشان معتقدند افزودن یکی «pot» پیش از «riot» معلوم الحال، معنا را در «وطن‌پرست» منحصر می‌نماید. محض افزودن بر اطلاعات عمومیتان بود، صرفاً !!

سیّم؛ «حل مسئله» ازآن امور غریبه‌ای است که زندگی آدم را مختل می‌نماید. یعنی خواب و خوراک نمی‌گذارد برای پسر آدم. به همین علت است لابد که مرز مشخص و مبینی میان زندگی و کار یک «برنامه‌نویس» وجود ندارد. عقلای قوم بر این باورند که بعد از «یک لیوان بزرگ (شبه پارچ) چای یا نسکافه»، «بی‌خوابی» از همنشینان دائمی یک «برنامه نویس» است.

چهارم؛ Pot.Riot محملی است که لا‌اقل یک سالی بار اندیشه‌های پراکنده و تراوشات مغز بیمار من را خواهد کشید. «بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس» را در آن می نویسم. شاید هم روزی در Cha.Riot وبلاگ انگلیس‌ام را بنا کردم. حس می‌کنم تا حدودی حرف حامد را درک کرده‌ام. شرح این روز‌ها لباس تنگی شده‌بود. پاره شد . علی رغم همه این توصیفات گران، من همان شارح هستم. گیرم پوستکی انداخته ام یا خفایای نا گشوده دیگری از روح تاریکم را مورد توجه قرار داده‌ام که شرح، بیش از این ظرفیت انتقال آن را نداشت.

پنجم؛ به مدد آی اس پی‌های سوپر ستاره‌ی لاجرم الاستعمال، صدِ هفتاد در پی ورود به وبلاگ جدید از طریق دامنه شرح. ایر بر اثر پیگیری دی ان اس کش شده، به قهقرایِ رنگ باخته‌ی دورافتاده ای خواهید رسید که ما را نیز از مشاهده‌اش مبلغی سرخ و زرد شدن می ماند بر چهره و بس. بنا بر اقوال پراکنده، چنین مرضی عجالتاً چند ماهی گریبان وبلاگ مرا خواهد‌گرفت. یعنی هم سوخت و سوز دارد و هم دیر و زود ! با وجود همه این حرف‌ها، شرح نقطه ایر هم شما را به pot.riot می‌رساند. اگر برساند !!

ششم؛ از اول اصول کار رسانه‌ای این است که شما برندت را مدام عوض نکنی. کاسب‌های راسته قیصریه * هم از قدیم الایام معتقد بوده‌اند عوض کردن محل دکان، اول تاثیری که پیش از محاسنش دارد، پریدن مشتری ثابت است. اما تغییر و تحول را با سرشت ما ممزوج نموده‌اند گویا. درمانی برای این وضعیت نابخردانه ! نجسته‌ایم تا این زمان جز یک مورد. از آن‌جا که این روز‌ها سرزدن به انبوه وبلاگ‌ها کاری سخت و نامعقول است. بهتر است بهترین و سیف ترین راه را برگزینید که مایه سعادت دنیا و عقبایتان خواهد شد،‌ به عون الله.
اول از مرهم‌های قوی الاثر برای این مشکل ما، استفاده از خبرخوان است. ما که زبانمان مفروش گردید به قالی طبیعت از بس گفتیم یا عباد الله، اوصیکم بالفید و الخبرخوان. پس بر شماست تا خروجی یادداشت‌ها به همراه لینک‌های ژنریک و یا تنها نوشته‌های حقیر را در خبرخوان خود اضافه نمائید و از این طریق آبونه افاضات مشوش شارح شوید. این‌گونه دیگر نگرانی از بابت محل فرودتان از پس کلیک نمودن بر نام شرح ذهن مارا مغشوش نخواهد کرد. (دیگر خروجی‌ها را هم‌چون خروجی عکساخانه یا لینکدونی به مدد کاوشی مختصر در ستون میانی وبلاگ تحت نام آبونمان خواهد یافت)
اما اگر هنوز شروع به مصرف محصولات فیدی نکرده‌اید راهش این است که شروع کنید! مگر این آر اس اس مادر مرده چه هیزم تری به شما فروخته است؟ مع هذا اگر مصر بر استعمال ابزار‌های وب 1 و پائین تر از آن هستید، نشان پست الکترونیکتان را در همین جعبه، این زیر، وارد نمائید تا رونوشتی ازمطالب و یادداشت‌های من – هر کجا که باشم !! – درب منزل تحویل شما گردد. لازم به یادآوری نیست که عقب اضافه کردن آدرس چاپار برقیتان در جعبه مذکور، فشردن انگشت دیجیتال بر انگشت‌گاه سابسکریب قویاً توصیه شده‌است.

هفتم؛ چندی پیش و در پی حصول مرض صعب العلاج برای دامنه فخیمه «شرح» [دامت افاضاته] دست به کار اخذ دامنه کمکی شارح برای این قسم معضلات شدیم. علیرغم آزاد بودن این دامنه تا چند روز پیش، با خبر شدیم احدی پایگاه اسلامی مسمی به «شبکه اطلاع رسانی شارح» دامنه مذکور را ابتیاع نموده است. اگر‌چه ما لفظ «شارح» را برای شخص شخیص خودمان منحصر می‌دانیم، لاجرم برای آن پایگاه متصل به معاونت پژوهشی مهد علم و مجاهده آرزوی کامیابی می‌نمائیم. مرحباً بنا !!
بر همین نمط، چندین دامنه نشان‌دار دیگر نیز از چنگ پلنگ‌گون‌مان گریختند. مبلغی آب دیده بر این مصیبت اعلی نثار نمودیم عجالتاً.

هشتم؛ از آن‌جا که افاضات لطیف الروحانِ شاعر مسلک این روزها مستمسک اقصی دسته‌جات مملکت گردیده است، شعار شارح در ویرایش جدید وبلاگ، این بیت مقرر شد. «سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست / در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است»

نهم؛ در نظر داشتم مطالب فنی و آن‌چه مربوط به رشته تحصیلی‌ام می‌شود را مجزا و در جریده ای جداگانه درج کنم. (مثلاّ همان وبلاگ وردپرس. کام ) لکن احدی از نکته دانان متذکرمان شد اگر هدف افزودن بر سطح دانش فنی اهالی محترم بلد الوبلاج است، مخلوط نمودن یادداشت‌های اجتماعی – سیاسی با پست‌های فنی بهتر می نماید. دیگر از باسابقه‌های وبلاگ و وبلاگ‌نویسی هم مدام فریاد می‌زند «وبلاگ جگر زلیخا نیست که هر بخش از مطالبتان را در یکجا منتشر می‌کنید» !! ما نیز اخیراً بر ظرفیت نصیحت پذیریمان افزوده‌ایم به‌حمد الله و المنه.

دهم؛ تغییر و تحولاتی که اخیرا حیات طیبه ما را مورد عنایت قرار داده است مدتی در امر انتشار یادداشت‌های وعده داده شده اخلال نمود. آن‌قدر وقایع اخیر خیریت داشته‌اند که دو سه روز عقب و جلو در کار این بیغوله ارزش چندانی برای قربانی پیش پایشان ندارد. سعی می‌کنم علی رغم اشتغالات تحصیلی مطالب معوقه را نیز سر و سامان دهم.

یازدهم؛ حسام جان صدیقی، اعلی الله مقامه الشریف، جامعه وبلاگستان را مفتخر، مشرف، منور و از این دست ! نموده اند اخیراً. پیگیری افاضات ایشان از اهم امورتان قرار بگیرد افضل بر سعادت دنیا و عقبی است !!! (دروغ‌گویی هم این‌گونه باشد خوش است !!! )

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته


* سردر قیصریه ، مدخل بازار اصفهان است

و من نیز معتاد هستم !

11 سپتامبر , 2007

این تست می گوید شارح 77 درصد به وبلاگ معتاد است !! حقیقتش این است که فکر می کردم نوعی اعتیاد ساخت یافته ریشه دوانده باشه توی  وجودم اما فکر نمی‌کردم تا این‌‌جا پیش رفته باشد. بد نیست شما هم امتحان کنید.