بایگانیِ آگوست, 2007

رابطه میان مصرف محصولات لبنی «دتود» و «مسیحیت ستیزی»

16 آگوست , 2007

بی مقدمه؛ بررسی‌های بالینی نشان داده‌است، مصرف هرگونه محصولات لبنی با نام تجاری «دتود» [DETOD] باعث گسترش و تقویت نوع ساخت‌یافته‌ای از «مسیحیت ستیزی» در حوزه اندیشه و تعقل می‌گردد. اطلاعات تفصیلی متعاقباً ارائه خواهد‌شد. (از دادن هرگونه لینک و مستندات قابل دسترسی تا اطلاع ثانوی معذورم.)
1. قالب جدید وبلاگ «شرح» بعد از مدت‌ها، بالاخره تموم شد. فعلا مراحل نصب فتوبلاگ و انتقال آرشیو در حال انجام است.
2. بخش بعدی یادداشت «براندازی نرم و مصلحی به نام هودر» انشا الله بعد از سفرِ آخر هفته که خواهم داشت، منتشر خواهد شد. تکمیل و طراحی قالب «شرح» یکی از عوامل تاخیر در انتشار این یادداشت بوده‌است.
3. قصد داشتم به جای این پست کذایی، یادداشتی در بررسی «بهره برداری از ترس ناشی از وجود دشمن خارجی» بنویسم که به دلیل فقدان حال و حوصله کافی، به هفته آینده موکول شد.
4. این یادداشت بعد از یک شب‌گردی نسبتاً طولانی و گز کردن یک بزرگ‌راه باز نسبتاً طولانی با پای پیاده، نوشته شده‌است. اصولاً این‌گونه شب‌گذرانی‌ها تاثیری هم‌چون نگاه خیره در ماه شب چهارده  بر من و هم‌مسلکانم ! دارد.
5. «دفتر تـوسعه وبلاگ دینی» و رفتار‌ها، برنامه‌ها، ابزار‌ها، اعتقادات، اعضا، وسیله‌ها، اهداف، باور‌ها و منش آن هیچ ربطی به من و تو ندارد. از اول هم نداشته است. اصولا افراد درجه 2 و 3 حق اظهار نظر در مسائل کلان را ندارند. آن هم مسئله‌ای در حد آن دفتر فخیمه.
6. برخی از فعالین جزء در سازمان مافیا گمان می‌کردند این روزها آبستن یک انفجار مهیب اند. پیش بینی ایشان این بود که یک نفر آدمِ به ته خط رسیده به زودی خودش را در نت! منفجر خواهد کرد. برای ایشان متاسفم که نمایشی که برنامه‌ریزی کرده بودند به دلیل عدم شباهت میان آن فرد و عروسک خیمه شب بازی، ملغا شد. امیدوارم  تفریح و سرگرمی بهتری نسبت به بازی با احساسات و عواطف آدم‌ها برای روزهایِ بیکاریشان پیدا کنند.
          نکته: فشار‌های آقای مافیا مدتی است کم شده. ممکن است نوعی باج دهی مطرح باشد. بوی طوفان بعد از آرامش هم البته به مشام می‌رسد. اما، ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم .
7. در هفته حسن خلق، به تدریج نمود‌هایِ رفتاریِ حال و روزِ خرابِ من، در قالب نوع خاصی از اخلاقِ سگی، نمایان شده‌است. پیش بینی می‌ّشود، روند تشدید در حسن خلق مذکور، تا اواسط شهریور ادامه یابد. فعالیت‌های زیر زمینی مافیا، استثنائا در این حوزه بی تاثیر بوده‌است.
          نکته : احتراماً، هرگونه تماس تلفنی در رابطه با تحلیل اوضاع روحی حقیر، بدون جواب خواهد ماند.
8. از آدم‌هایی که فرکانس روابط اجتماعی و دوستی‌هایشان را روی 60 – 60 یا هر فرکانس مادی و اقتصادی دیگری تنظیم می کنند به شدت حالم به هم می خورد.
         نکته: مورد فوق ارتباطی با حال و روز فعلی من ندارد و عمومیت تاریخی در طول زندگی من داشته و دارد.
9. هرگونه ناسزا و توهین در قالب کامنت، پی ام و … با عکس العمل شدید و مقتضی رو به رو خواهد شد. (لینک ارائه شده در مورد 9، صرفا نمونه قابل انتشار و معلوم الحال این‌گونه خوش ! اخلاقی هاست. در صورت نیاز امکان ارائه دیگر موارد به صورت خصوصی وجود دارد.)
         نکته پیش از پایان 1 : طبق اطلاعات واصله مارک تجاری «دتود» شعبه وطنی ندارد. اگرچه خبرهایی از قاچاق غیر شرعی محصولات آن به داخل مخابره شده‌است.
         نکته پیش از پایان 2 : تصمیم دارم در ادامه بررسی جریان‌های مختلف تحت نت، به واکاوی حرکت‌هایی چون تغییر نرم در نحوه اعتقاد به نظام جامع ولایت فقیه و همین طور،  رسوخ اندیشه قعود به اسم انتظار در نیرو‌های ارزشیِ فعال بپردازم.
10. یادت که نرفته ؟ : « [..] به اسم عشق و عاطفه، با قلبمون بازی میشه / هرکی به قانون خودش، برای ما قاضی میشه / این روز‌ها هرچی عاشقه، رو زندگی می‌کشه خط / عشق و هوس یه معنیه، توی کتابای غلط / خلاصه دنیای شما، برای من خیلی کمه / از این دیار بی کسی، رفتن من مسلمه / می‌رم و هر‌جا که بشه، پرچم مشکی میذارم / هر کی می خواهد بدش بیاد، با هیچ‌کی تعارف ندارم [..]»
11. چند روز آخر هفته رو خونه نیستم. پس از جواب ندادن به کامنت، پی ام، ایمیل، پیام توی گوگل تاک و … هیچ گونه برداشت فضایی نکنید. به فضل اللهی به کسی جز او بده‌کار نیستم ولی از آن‌جایی که آدم متواضعی! هستم کار‌های باقی مانده را به مرور از ابتدای هفته آینده انجام خواهم داد.
باقی بقایتان .

بر‌اندازی نرم و مصلحی به نام هودر ! «بخش نخست»

9 آگوست , 2007

به‌جای مقدمه؛
مدت‌هاست در تحلیل شرایط موجود ـ مخصوصا در عرصه نت ـ قصد داشتم تا به پدیده‌ی بر‌اندازی نرم و ناکامی‌های ! اخیر آن بپردازم. اما هنوز برخی قطعات پازل را پیدا نکرده‌بودم. متن صحبت‌های کیان تاجبخش بخش عمده‌ای از ابهامات را برای من بر‌طرف کرد.

بعد از آن‌که تهاجم فرهنگی برای طراحان آن، نتایج از پیش تعیین شده را نداشت، ناتوی فرهنگی با دیدی واقع‌بینانه‌تر در دستور قرار گرفت. کیان تاجبخش می‌گوید ایجاد شکاف بین ملت و حاکمیت، به منظور فراهم نمودن شرایط لازم برای یک بر‌اندازی نرم، به عنوان هدف راه‌بردی تعیین شده‌بود. وی این را هم اضافه می‌کند که برای ایجاد چنین شکافی اول، تضعیف دولت (حاکمیت) و دوم، تقویت و قدرت‌گرفتن گروه‌های مردم نهاد (NGO) باید دنبال شود.

طرح‌های خرد و کلان زیادی بر پایه نیل به همین هدف، طراحی شد. متاسفانه بخشی از آن هم با پول بیت‌المال مسلمین و توسط خود دولتِ هدف ! دنبال می‌شد . تا این‌جا همه چیز خوب پیش می‌رود. اما نخستین جرقه‌های انحراف از برنامه‌ها ، در سطوح پایین اجرایی پروژه براندازی نرم ایجاد می‌شود. ژنرال‌های جوان و عمدتا کم‌تجربه‌ای که در حقیقت هر کدام یکی از خرده‌سازمان‌های مورد نظرِ طرح را اداره می‌کردند، در فهمیدن مفهوم « قدرت گرفتن گروه‌های مردم نهاد» دچار مشکل بنیادی شده بودند. این دسته از عناصر مورد اشاره، ساز و کاری کاملاً اشتباه برای فرایند قدرت گرفتن تعریف کرده‌بودند که معمولا در نقاط سرنوشت‌ساز، اجرای برنامه به نحوی برای امنیت ملی مخاطره آمیز می‌گشت و طبعاً با برخورد شدید نهاد‌های امنیتی ج. ا. ایران مواجه می‌شد. در نتیجه همه سرمایه‌های اجتماعی ـ سیاسی ـ مالی و … صرف شده، بدون هیچ نتیجه‌ای، هدر می‌رفت. گروه‌هایی که قرار بود در تصمیم‌سازی و چرخه قدرت سهم داشته باشند، پس از مدتی فعالیت و درست در اوج قله امید‌واریِ طراحان پروژه، منحل و از هم پاشیده می‌شد. چرا ؟

ژنرال‌های جوان داستان ما ! بر خلاف مشیِ دیکته شده‌ی بر اندازی نرم، ورود به عرصه قدرت را از راه تقابل مستقیم و خشن دنبال می‌کردند. حساس کردن نهاد‌های امنیتی با کشاندن مسائل داخلی به عرصه بین‌المللی، برگزاری تجمعات تشنج‌آمیز با تاکید بر نداشتن مجوز قانونی لازم، سفر‌های متعدد و تماس‌های علنی با چهره‌های شناخته شده برای ج. ا. ایران، رو‌ در رویی مستقیم با قانون اساسی و … هیچ کدام راه‌کار‌های مورد نظر ایدئولوژیست‌های پروژه نبود. به طور خلاصه، جوانان کم‌تجربه‌ای که برای پیاده‌سازیِ میدانی برنامه‌ها، انتخاب شده بودند، تصمیم گرفتند تقویت نهادهایشان را از راه درگیری با بزرگ‌ترین تصمیم‌ساز منطقه‌ای ، دنبال کنند و این دقیقا نقطه آغاز انحرف بود.

سردبیر کاملا یک هویی متحول می‌شود؛ تحول،‌تحول !hoder_anim_01
و حالا سری هم به حال و هوای حسین درخشان در این میان می‌زنیم. ناگهان حسین درخشان، با تحولات بنیادی موجه می‌شود، یک‌هو از آنگلوساکسون‌ها حالش بهم می‌خورد و سعی می‌کند لغاتی چون ورژن را ورسیون تلفظ کند !!! می‌نشیند و در تن‌هایی ! فکر می‌کند و نهایتا متوجه می‌شود پروژه‌های اجتماعی یا ارگانیک هستند و یا غیر ارگانیک.
از ینگه دنیا خارج می‌شود، به دنبال فرهنگی جدید ! می‌گردد و اسپانیا و فرانسه را کاندید می‌کند. خوی استکبار ستیزی یک بچه بسیجی 57 را ناشیانه انتخاب می‌کند و عاشق شخصیت تاثیر گذار رهبر انقلاب اسلامی می‌شود. کلاه خود و نیزه بلند دن‌کیشوت ـ علی رغم نچسب بودن ـ سلاح هودر می‌شود…. و حالا شما با ورژن امپریالیسم ستیز درخشان، یا همان هودر؛ ورسیون 4.0 ، آشنا می‌شوید.

و اینک؛ هودر وارد می‌شود !
این تغییرات، کاملا زیرکانه ارائه چهره جدیدی از حسین درخشان را باعث می‌شود. اما چرا؟ برنامه‌سازان پروژه براندازی نرم دست به کار شده‌اند تا به نحوی ژنرال‌های جوان جویای نام را از خواب مبارزه چریکی ! بیدار کنند. از آن‌جا که یک سر عمده ان‌جی‌او‌های تشکیل شده ، در میان تار‌های عنکبوتی شبکه است؛ سردبیر ما با همان نیزه مسخره‌اش آسیاب‌های بادی را هدف‌ می‌گیرد.
درخشان بعد از آن‌که دلیل تحولات یک‌شبه و بنیادینش را برای رفقایش تشریح می‌کند، در کنار دسته‌بندی جدیدی که از پروژه‌های اجتماعی ارائه می‌کند؛ درست و دقیق نقطه ضعف را جلوی چشم ژنرال‌ها نشانه می‌رود. درخشان به صورت بی‌وقفه و مداوم در نگاه فرا‌ساحتاری‌ای که به ایران و ورای آن دارد ، هشدار می‌دهد که راه حضور در چرخه قدرت، مقابله خشن و مستقیم با نهاد‌های تصمیم‌ساز ج. ا. ایران نیست. حسین قصد دارد تا رهبران جوان را هشیار کند. به ایشان بفهماند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ! جمهوری اسلامی ، راهی جز طی مسیر روتین و مشخصی که قانون‌گذار ترسیم نموده‌است وجود ندارد. (یادم باشد نقش کرباسچی را در این بین و در جامعه غیر مجازی یک بار بیان کنم) و زمانی که سردرگمی بیش از حد ژنرال‌های برادر بزرگ‌تر را می‌بیند ، حتی وارد مصادیق هم می‌شود . مثلا به ایشان یادآوری می‌کند با باز کردن عرصه معضلات ملی، در حد منطقه‌ای یا جهانی، تنها گوش‌های مرزبانان امنیت ملی را هشیار می‌کنید. (مثلا در ماجرای سنگسار قزوین)

ژنرال‌های سوپر نابغه هنوز گیج می‌زنند !
در مواجهه با پدیده‌ی هودر که دچار جهش‌های بنیادی ژنتیکی شده‌است، اپوزوسیون فعال ( اپوزوسیون به معنی منتقد خارج از حاکمیت) دو شیوه متفاوت را انتخاب می‌کنند. (همانگونه که به دو دسته کلی هم تقسیم می‌شوند‌)
نخست؛ پیاده نظام فعال اصولا آن‌قدر زیرک نیست تا حرف‌های عجیب درخشان را بفهمد. البته نیازی هم نیست چون این‌دسته تن‌ها مجری برنامه‌ها هستند. در نتیچه سیل فحش و القاب نچسب است که جاری می‌شود به سمت i.hoder و مسلماً درخشان هم توجه چندانی به ایشان ندارد. اگر چه در مواردی هم سعه صدر سردبیر ته می‌کشد و داد می‌زند !
اما رهبران جوانِ خرده‌سازمان‌های عامل، اگر‌چه خیلی سخت و دیر ولی بالاخره متوجه کد‌های ارسالی می‌شوند. نگاهی دقیق به روندی که در چند ماه اخیر طی شده‌است و سوالات مختلفی که درخشان با آرامش کامل و چون فرمانده با تجربه برای سربازانش پاسخ می‌دهد، نشان از آن دارد که ژنرال‌هایِ برادرِ بزرگ‌تر دوره آموزشی خود را خیلی کند ولی متداوم طی می‌کنند. اما لازم است از علنی شدن روابط حسنه ! جلوگیری شود، چون هودر ماموریت دیگری نیز دارد که اگر چه اولویت چندانی برای بالایی‌ها ! ندارد اما این یک عادت است ! سرباز خوب سربازی است که تا زمانی که جانش در نرفته ! بجنگد.

�سین درخشان در منزل م�مد علی ابط�ی - تهران . عکس تزئینی است

مهره‌های خنثی هم در گیر می‌شوند.
تار عنکبوتی که من و شما مدتی است رویش خانه کرده‌ایم چندین برابر نیرو‌های فعال، مهره‌ی خنثی دارد. درخشان سطح فعالیت‌هایش را به منظور درگیر کردن این بخش از نت، افزایش می‌دهد. تعصب قدیمی‌اش را رها می‌کند و جز صبحانه خودش، لینک‌لیستی دیگر را هم آدم حساب می‌کند! مدام سر ناسازگاری با رفتار‌های اپوزوسیونِ صورتی دارد. نتیجه این می‌شود که جو حاکم بر نت درخشان را یک مهره نفوذی رژیم ! حاکم بر ایران معرفی می‌کنند.

�سین درخشان در تل آویو با همان تی شرت معروفش I love tehranاما سربازان حزب الله هم در برخورد با هودر، ساز و کار‌های متفاوتی را انتخاب می‌کنند. بخشی از فعالان اصطلاحاً حزب اللهی ، اگر‌چه باطن «شوک الکتریکی حسین درخشان به مغز‌های شما» را می شناسند (انشا الله این طور است !) صرفاً با هدف بهره برداری از این موجود زیرک ! لحنی ملایم در گفت‌و‌گو با درخشان اتخاذ کرده‌اند. (خبر‌های غیر رسمی حاکی است حسین درخشان در نواحی مختلفی از نت به یک ناموس هم تبدیل شده‌است !! ) در باره این نوع نگاه در پست‌های آینده به حول و قوه اللهی خواهم نوشت.
برخی از فعالین هم ، به دور از هرگونه نرمش ! و با هدف خنثی کردن لااقل بخش دوم ماموریت هودر که جامعه هدفش یقینا نیروهای ارزشی فعال است، برخورد تند و افشاگرانه را در مواجهه با سردبیر خودم، انتخاب نمونده‌اند.
نکته قابل توجهی که در اینجا نهفته است نوع تعامل درخشان با این دو نوع رفتار است. حسین به رسم مردانگی ! حمایت دسته اول را از رو در رویی خود با اپوزوسیون ، قدر می داند و تعامل مثبت ! و دوستانه‌ای را دنبال می‌کند.
اما جالب است که نشانی از صعه صدر و دیالوگ دوستانه در پاسخ دادن به پرسش‌های دسته دوم وجود ندارد. اصولاً سانسور کور و تام، راه‌کار درخشان در برخورد با دسته دوم بوده‌است؛ چرا که کوچک‌ترین عکس العملی از طرف وی به گشترش دامنه اثر‌گذاری این افشا‌گری‌ها منجر خواهد‌شد.

پروژه استحاله‌ی بخشی از ارکان نظام، بهترین شیوه مواجهه با هودر، دادابیس، نمود‌های ناتوی فرهنگی در وبلاگ‌شهر و مهم‌تر از همه بخش دوم ماموریت سردبیر ! را انشا الله در پست‌های بعدی بررسی خواهم‌کرد.
خوب ! فکرش را می‌کردم یادداشت طولانی بشود، اما مدت‌هاست در گلو رسوب کرده بود. در ضمن، از هرگونه تضارب آرا به شرط منطقی بودن استقبال می‌شود !!!!

در همین رابطه بخوانید :
پاسداران می افشاگراند ! [+] [+] [+]
استشهادی جنبشی : آقای حسین درخشان عزیز به نظر شما گوش های ما مخملیه؟!

آیا می توانیم به زمام‌داران اعتماد کنیم ؟

2 آگوست , 2007

به جای مقـــــــــدمه؛
دانش‌طلب از من خواسته راجع به اون ! صحبت‌هایی که از آیه الله طالقانی (ره) منتشر کرده و همین طور در ارتباط با بحث دو نفره‌ای که با شاه‌راه عدالت داشته، بنویسم .
من البته ترجیح می‌دهم نظرم رو در دو حوزه بیان کنم. اول نقد و بررسی خواهم‌داشت بر روی صحبت‌های منتسب به آیه الله طالقانی و بعد هم سعی می‌کنم برداشتی رو که دانش‌طلب نسبت به این ایده داشته به چالش بکشم ! [به دلیل طولانی‌شدن سخن، متن یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید. ]

(ادامه…)